آغوش

آغوش گرمت را مي خوام

نه  براي جسم بي جانم!

براي قلبم ! قلبي که سرد است ... به سردي يخ

 

آغوش گرمت را مي خواهم

نه براي جسم خاک شدني ام

براي روح کنج گيرم

 

آغوش گرمت را مي خواهم

نه براي آغوشت !

براي آرامشت ... که از پایکوبی ضربان قلبت مي آيد

 

آغوش گرمت را مي خوام

نه براي خودم

براي آغوشي که در ان حضور مردانگيم ... زنانگيت را به اثبات برساند

 

آغوش گرمت را مي خوام

نه براي لحظه ای زود گذر!

براي جادوانه شدن ... براي خوابي ابدي در بهشت قلبت

 

جشن نوروز رو به تمامی
فلات نشینان ایران که نوروز رو گرامی میدارن
از صمیم قلب تبریک می گم
امیدوارم سال خوب و خوشی داشته باشید
که پر از شادی ، تندرستی ، پیروزی و بهروزی باشه

"اَشـــــکان"

مثلا من عکاسم

حس ناب !

چشمانت را ببند

به عمق بودن فکر کن

به سياهي قلبم که چراغاني حضور توست

زيبا نيست؟

قلبي که از حضورت مي درخد

درخشندگي حضورت آن را مالامال نور مهر کرده است

اري چشمانت را ببند

باغ بهشت سر سبز چشمانم را تصور کن

که فقط تو همانند قويي عاشق مي خرامد

با لباسي سپيد

به سان ملائک

به زيبايي عروس

آشنا نيست؟

آن عروس زيبا را مي گويم

همان مهر افزون قلبم

همان که بهار سر سبز را به پاييز قلبم ارزاني داشته

چشمانت را باز کن

هياهويي با برق چشمانت به پا کن

همانند لرزه اي قلم را ويران کن

روح دميده خدايي را براي قلبم باز ستان

ببين چگونه از چشمم به قلبم رفته اي؟

و در آن خدايي مي کني؟

 

" اَشـــکان "